سرزمین عشق
ميدونم ميتوني قلبمو آتيش بزني اما نزن ميدونم ميتوني بري و منو تنهام بزاري اما نزار ميدونم ميتوني بريو باکس ديگهاي دوست شي اما نشو ميدونم ميتوني جواب منو ندي اما بده ميدونم ميتوني نابودم کني اما نکن ميدونم ميتوني واسم افف نزاري ولي بزار اي مهربون من دوست دارم براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده. براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن. براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير. براي عشق وصال كن ولي فرار نكن. براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن. براي عشق بمير ولي كسي رو نكش. براي عشق خودت باش ولي خوب باش. دختروپسری با هم دوست بودنند دختر به پسر میگه پیشم می مونی ؟ پسر میگه آره پسرمی گه تو چی تو پیشم می مونی؟ دختر می گه مطمعن باش به دختر خبر می دن دو تا چشم برای پیوند پیدا شده بعد از عمل روز ملاقات فرا می رسه دختر می بینه پسر کوره پسرمیگه حالا چی ،پیشم می مونی دختر می گه نه پسر می گه متاسفم تو با این چشمها که هدیه ای از طرف منه فقط می تونی ببینی همین تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت . تقدیم به تو ای خیال من ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی عشق تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم. تقدیم به تو که یادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست . میدانی که طاقت دوری از تو را ندارم ولی جدایی با تو را دوست دارم. می دانی چرا؟ چون با اینکه جدایی از تو بسی برایم دشوار است ولی در عین حال دلپذیر هم هست ، زیرا به خاطر تو دلتنگی به سراغم می آید . پس بدان که دل تنگی ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداری . بنابراین: هر که می خواهد من و تو ما نشویم مرگش باد و خانه اش ویران. ای عشق من ، ای عزیزترینم: چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که دنیای من شدی . پس: برای من بمان و بدان که هیچ چیز با ارزشتر از عشق نیست و بزرگترین ویژگی عشق بخشایش است. بنابراین: قلبم را که لبریز از عشق است به تو تقدیم می کنم و سوگند می خورم که تا ابد : عاشقانه دوستت بدارم . نمي بخشمت بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي بخاطر تمام غمهايي که بر صورتم نشاندي نمی بخشمت بخاطر دلي که برايم شکستي بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي نمي بخشمت بخاطر زخمي که بر وجودم نشاندي بخاطر نمکي که بر زخمم گذاردي و مي بخشمت بخاطر عشقي که بر قلبم حک کردي ...
دلمو شکستی بازم دوباره اما بدون چوبه خدا صدا نداره تنها ارزوم اینه که به روزم برسه چشمات مثه ابرا بباره مهسا نمی دانم تو چھ نسبتی با اشک داری کھ تا نامت بر زبانم جاری می شود , تا یادت در قلبم شکل می گیرد اشک از خانھ چشمانم سرک می کشد. مهسا تا نگاھت را بھ ذھن می آورم , قلبم تپیدن آغاز می کند. در گوشھ تنھایی ام خاطراتم را مرور می کنم , خاطرات تلخ و شیرین بودن و نبودنت را , لحظھ ھای با توبودن را , لحظھ ھای تنھایی را , لحظھ ھای انتظار را , و اکنون می فھمم کھ عشق چھ ھا می کند. مهسا تو می دانی کھ موسیقی متن این خاطرات اشک من است کھ از گونھ ھایم بر زمین سقوط میکند مهسا تو می دانی و من خوب می دانم کھ تو می دانی و می فھمی و حس میکنی مهسا خوب می دانم کھ تو معصومی ھمچو باران , اما بدان اشکھای من معصومانھ تر از باران ھر شب در ھجرانت می بارند . مهسا آیا باری دیگر دستانِ مھربانِ بارانیت شانھ ھایم را لمس خواهد کند؟ مهسا اگر همه ی کلمه ها با من قهر کنند ، اگر هیچ خودکاری با من همراه نشود ، اگر شب ستاره هایش را از من پنهان کند ، اگر ماه دیگر قدم در اتاقم نگذارد ، اگر درختها و گلها عطرشان را از من دریغ کنند ، تاب می آورم و صبوری پیشه می کنم . مهسا اگر آسمان جای خود را با زمین عوض کند ، اگر دریاها سنگ شوند و کوهها آب ، اگر جنگل ها یخ بزنند و پرنده ها بالهایشان را در بیشه های نا پیدا جا بگذارند و پرواز چیز غریبی بشود ، عنان صبر را از دست نمی دهم . اما نمی دانم اگر یک روز صبح چشمهایم را به امید دیدن تو نشویم ، چه باید بکنم . نمی دانم اگر تو را نبینم ، باز هم این باغچه ی کوچک و این پونه ها و ریحان ها و آینه ی کوچکی که روی طاقچه است ،زیبا جلوه می کنند یا نه ؟ بی تو قطارهایی که در باران می گذرند ، قطعات عمر خود مرا با خود می برند . آیا این پلکان کهنه روزی مرا به تو می رساند ؟ آیا این حصار دیوانه سر انجام کنار می رود ؟ آیا من پراکنده شدن نور را در حصار شبستان خیالم خواهم دید ؟ دور از تو لب ها و لبخند ، چشم ها و تماشا زیبا نیست . دور از تو دیگر رنگین کمان مهر که بر دلها پل می بندد دیدنی نیست . دور از تو دفترچه ی خاطرات من خواندنی نیست . اگر تو نبودی و عشق تو نبود ، از چه چیزی باید می نوشتم ؟ جهان با عشق دیدنی می شود . مهسا هر شب بر بام رویا هایم می ایستم تا شاید دست در دست ماه به دیدارم بیایی . هر چقدر هم که دور باشی ، دست فرشتگان را می گیرم و عاشقانه آنقدر از ستاره ها بالا می آیم تا به تو برسم سلام خدمت دوستان عزیزم اینبار از همه شما عزیزان یه خواهشی دارم : عزیزانی که دعوت نامه پرشین گیگ رو دارن برام بفرستند خواهشمندم خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه خداحافظ قلبم را شکستی به این امید که بیزارم کنی اما افسوس که بیش از پیش دوستت دارم .می دانم که اتش عشق تو مرا خواهد سوزاند و خاکسترم را بر باد خواهد داد ولی وقتی که باد ارام گرفت و خاکسترم بر جای ماند باز بر روی ان خواهم نوشت: دوستت دارم تنها عشقم گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه برای دل من واسه جسم خستم منی که غرور و تو چشمات شکستم سر از کار چشمات کسی در نیاورد که هر کی تو را خواست یه روزی بد آورد برای دل من واسه جسم خستم منی که غرور و تو چشمات شکستم واسه من که برعکس کار زمونه یکی نیست که قدر دلم رو بدونه گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه یار با ما بی وفایی میکند بی سبب از ما جدایی میکند شمع جانم را شکست آن بی وفا جای دیگر روشنایی میکند نمیدونم از کجا شروع کنم قصه ی تلخ سادگیمو نمیدونم چرا قسمت می کنم روز های خوب زندگیمو چرا اول قصه همه دوستم می دارن وسط قصه می شه سر به سر من میذارن تا می خواد قصه تموم شه ......... همه تنهام می ذارن میتونم مثل همه دورنگ باشم ..........دل نبازم میتونم مثل همه یه عشق بادی بسازم تا با یک نیش زبون .......بترکه و خراب بشه تا بیان جمش کنن حباب دل سراب بشه ..... می تونم بازی کنم با عشق و احساس کسی می تونم درست کنم ترس دل و دلواپسی می تونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم می تونم پشت دلها قایم بشم .....کمین کنم ولی با این همه حرفها باز منم مثل اونام یه دروغ گو می شم ......همیشه ورد زبونام یه نفر پیدا بشه به من بگه چکار کنم با چه تیری اونی که دوستش دارم شکار کنم من باید از چی بفهمم چه کسی دوستم داره توی دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره .......؟؟؟؟؟؟ وقتی که قهری با من ندیدنت آسون نیست قصه غم می شی شنیدنت آسون نیست به گمونم دل تو جای دیگس دل تو پیش یه رسوای دیگس دست نذاشتی دیگه تو دستای من دستاتم عاشق دستای دیگس با تو بودن واسه من نعمت بود از تو گفتن واسه من عادت بود همه حرفات واسه من آیه عشق تنفست زمزمه رحمت بود دل من مستی شو از مستی چشمای تو ساخت تا به عشق تو رسید پرهیز شو پاک به تو باخت می دونستی دل دیونه من عاشقت عاشق با همه جون با همه تن عاشقت اسم تو وقتی تو شعر و تو ترانم می اومد می دونستی غزل و شعر و سخن عاشقت حالا من هستم و تن رفته به باد واسه من شعر و سخن رفته به باد من و وحشت تردید به عشق به گمونم دل من رفته به باد تو بگو وقتی خواب بودم چه کسی مداد رنگیشُ برداشت و فاصله ها رو پٌررنگ کرد ؟؟ نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد دل به او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهمیدم فقط نگاه میکرد... با سلام خدمت تمام دوستان گرامی این بار من اومدم تا نظر شما عزیزان را برای بهبود این وبلاگ بدونم از شما عزیزان خواهش مندم نظرات وانتقادات خود را بگوید تا من هم بتوانم از نظرات شما عزیزان در سرزمین عشق بهره ببرم ممنون در ضمن از عزیزانی که سایتی برای آپلود عکس با سرعت لود بالا می دانند خواهش مندم به من معرفی کنید ممنون تکه تکه خاطرات شکسته را کنار هم چیدم تکه تکه روزهای از دست رفته را اما تو نبودی... چقدر جایت میان خاطراتم خالی بود در تمام آن روزها چقدر به احساس بودنت نیاز داشتم چقدر... حالا تو هستی جایی دورتر از گذشته و نزدیکتر به روزهای در پیش جایی میان خاطرات بارانی این روزهایم جایی.... دل نگرانی هایت ، دل نگرانم می کند چقدر حرف برای گفتن با تو دارم و چقدر واژه کم می آورم امروز برای از تو نوشتن از پنجره نگاه بکن آره اون میاد درسته بی وفاست ولی باید بیاد میدونه دلم براش بدجوری تنگ شده ولی نمیدونم دل اون چرا از سنگ شده غم دوریش کم بودش حالا بی وفا شده نه یه زنگی نه تماسی آره بی رنگ شده آخه من چکار کنم با این دل بهونه گیر ای خدا کمک بکن برو ای دل بمیر تو چرا سنگ نشدی میونه این همه سنگ میدونم دوسش داری مثل یه احساسه قشنگ آخه دوست داشتنیه مثل لیلا میمونه دل من شیدادییه مثل مجنون میمونه فدای نازش بشم این نازش کشته مارو حالا که عاشق شدم می خواد بگه از پیشم برو خدایا این احساسمو از دلم نگیر ولی خصلت بدو از دل یارم بگیر ویرانه، نه آن است كه جمشید بنا كرد ویرانه، نه آنست كه فرهاد فرو ریخت ویرانه، دل ماست كه با هر نظر تو صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت... لحظه اي که سال تحويل ميشه تنها لحظه ايه که بي منت به من لبخند ميزني کاش هر ثانيه براي من سال تحويل باشه تا لبخند هميشه مهمون لباي سرخت بمونه سال نو مبارک گلم يادته اون عشق رسوا يادته اون همه ديوونگي ها يادته اول و آخر هر عشق هو سه چي میمونه از شماها یادگار من از اون قلب دو رو خسته شدم چشم تو دنبال چشمای اونه اون جهنمی که میگن این خونه س اگه روزگار بی رحمه تو مهربون باش اگه افتاب می سوزونه تو سایبون باش حالا که تنهائی پای جونم نشسته بیا واسه من تنها تو همزبون باش تو مهربون باش !!!!!! اگه سرما کمین کرده کنار باغچه واسه گلهای بی زبون تو باغبون باش تو مهربون باش !!!!!! من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دوراندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل پردرد من دیوانه است میروم از رفتنم تو شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش گرچه تو تنهاتر از من می شوی آرزو دارم روی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را از زندگاني ام گله دارد جواني ام راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمي **** **** **** **** ادیب جان اینو تقدیم می کنم به تو تا زندگی به کامت شیرین باشه عزیزم امید وارم همیشه خوشحال باشی دنیا همیشه با ماست اگه ما با دنیا باشیم چقدر سخته گفتن اون چيزي که درون ماست !! چقدر سخته قبول اينکه دنيات پر از آدمايي شده که احساست نمي کنن!! چقدر سخته گفتن اون چيزي که درون ماست !! چقدر سخته قبول اينکه دنيات پر از آدمايي شده که احساست نمي کنن!! تک درخت زندگیم سمیه *** **** **** سمیه 
.jpg)

![]()
![]()
![]()



تلخ است که با مرگ موافق شده است
سمیهعاشق نشدی و گرنه میفهمیدی...
به اندازه ی ماندگاریه ستاره های آسمون "همیشه دوستت دارم"![]()

لالایی ها دیگه خوابی . به چشمونم نمی شونه
یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند
یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند
تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهایی .داره می باره از هر سو
خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم
نشد با این تن زخمی . به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم
نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی
تو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی
تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم
خداحافظ گل پونه . که بارونی نمی تونی
طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه 





![]()
![]()
![]()
![]()





تو میگفتی که گناه مقدسه
آدما آي آدماي روزگار
دیگه از بگو مگو خسته شدم
نمیخوای بموني توي این خونه
همه حرفای تو يک بهونه س


شرمندۀ جواني از اين زندگاني ام
* * *
گوش زمين به ناله من نيست آشنا
من طاير شکسته پر اسماني ام
* * *
گيرم که اب و دانه دريغم نداشتند
چون مي کنند با غم بي همزباني ام
* * *
دارم هواي ديدن ياران رفته را
ياري کن اي عجل که به ياران رساني ام
* * *
گفتي آتشم بنشاني ولي چه سود
برخاستي که بر سر آتش نشاني ام
هركه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم
راز دل با آب گفتم تا نگويد با كسي
عاقبت ورد زبان ماهي دريا شدم
حداقل پانزده نفر در این دنیا هستند که تو را به یک نحوی دوست دارند
تنها دلیلی که باعث میشود یک نفر از تو متنفر باشد، اینست که میخواهد دقیقاً مثل تو باشد
یک لبخند از طرف تو میتواند موجب شادی کسی شود
حتی کسانی که ممکن است تو را نشناسند
هر شب، یک نفر قبل از اینکه به خواب برود به تو فکر میکند
تو در نوع خود استثنایی و بینظیر هستی
یک نفر تو را دوست دارد، که حتی از وجودش بیاطلاع هستی
وقتی بزرگترین اشتباهات زندگیت را انجام میدهی ممکن است منجر به اتفاق خوبی شود
وقتی خیال میکنی که دنیا به تو پشت کرده، یه خرده فکر کن،
شاید این تو هستی که پشت به دنیا کردهای
**** **** **** ****
همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آنها بیان کن،
وقتی آنها از احساست نسبت به خود آگاه میشوند احساس بهتری خواهی داشت
وقتی دوستان فوقالعادهای داشتی به آنها فرصت بده تا متوجه شوند که فوقالعاده هستند
چقدر سخته قبول اينکه عاشق شدي!!
چقدر سخته قبول اينکه دلت ديگه مال خودتت نيست
مال اونيه که وقتي مي بينيش مي خواي که هر چي داري به پاش بريزي تا فقط يه لحظه اونو فقط و فقط براي خودتت داشته باشي !!
چقدر سخته باور اينکه اوني رو که مي خواستي براي هميشه تنهات گذاشته !!
چقدر سخته باور اينکه ديگه اونو نبيني !!
چقدر سخته قبول اينکه ديگه اميدي براي زنده بودنت نداري!!
چقدر سخته قبول اينکه تموم لحظه لحظه زندگيت پوچ بوده !!
چقدر سخته که لحظه هات رو فقط با خيلات اون پر کني نه با حضورش!!
چقدر سخته خاطراتت رو مرور کني وقتي مي دوني که آخرش بدجوري تلخه!!
چقدر سخته قبول اينکه عشقت بهت دروغ گفته !!
برام چقدر سخته قبول اينكه... اين كه تنهام گذاشتي ورفتی !!
چقدر سخته قبول اينکه عاشق شدي!!
چقدر سخته قبول اينکه دلت ديگه مال خودتت نيست
مال اونيه که وقتي مي بينيش مي خواي که هر چي داري به پاش بريزي تا فقط يه لحظه اونو فقط و فقط براي خودتت داشته باشي !!
چقدر سخته باور اينکه اوني رو که مي خواستي براي هميشه تنهات گذاشته !!
چقدر سخته باور اينکه ديگه اونو نبيني !!
چقدر سخته قبول اينکه ديگه اميدي براي زنده بودنت نداري!!
چقدر سخته قبول اينکه تموم لحظه لحظه زندگيت پوچ بوده !!
چقدر سخته که لحظه هات رو فقط با خيلات اون پر کني نه با حضورش!!
چقدر سخته خاطراتت رو مرور کني وقتي مي دوني که آخرش بدجوري تلخه!!
چقدر سخته قبول اينکه عشقت بهت دروغ گفته !!
برام چقدر سخته قبول اينكه... اين كه تنهام گذاشتي ورفتی !!
خیلی وقته طوفان های روزگار شاخ و برگ زندگیمو ازم جدا کرده
ولی
با تموم وجودم روی قلبم حک کردم
که
دوستت دارم
"س" یعنی سادگی نگاه های نرگس وار چشمان زیبایت
"م" یعنی مهربانی و صفای ذاتی و زیبای رفتارت
"ی" یعنی یک رنگی و صداقت به یادماندنی و دوست داشتنیت
و "ه" یعنی همیشه عاشق!
سمیه یعنی همه چیزای خوب دنیا تو یه نفر



>